خرید بک لینک
سلام عزیزم
دیروز تا حالا که خبر رفتنت را بهم دادی حسابی داغون شدم ازت خواهش می کنم دور این رفتن را خط بکش و اینجوری دل من را داغون نکن.
تو خودت این فراق را تحمل کردی و می دونی چقدر درد داره و ....
حالا که من بیچاره عاشق شدم و طعم عشقت را چشیده ام وسط زمین و هوا من را رها نکن و این دل نازک من را نشکن... خواهش می کنم.
شرمنده ات هستم اگر بی صبری کردم و شاید چیزهایی دیروز گفتم که ناراحتت کردم ولی چرا تصمیم نداری دست از دیوانگی هات برداری و نگذاری این غم هجران منو نابود کنه ...
تو که خودت همیشه می گی من مهربان هستم و دل نازکم حالا چطور می خواهی با این دل نازک این کار را بکنی و بری ؟!!!

در جوانی پیر شدم از هجران و غم دوریت ای بهترین عشق من...
عشق تو دلم را بزرگ کرد و خیلی از چیزهایی که از این دنیا نمی دانستم متوجه شدم ...
تو را به زهرا (س) من را تنها نگذار ... تنهام نذار...
آهنگ پیوست پیام قبلیت را برداشتم و به پیوست من هم برات آهنگهایی گذاشتم که واقعا حرف می زنند با آدمی من قبلا اینها را گوش کرده بودم ولی الان می فهمم یعنی چی و چرا اینقدر حزن توی متن و توی آهنگ اینها نهفته است ...اگر دوست داشتی دانلود کن و گوش بده.

دلم فدای دلت که می دونم مثل دل من پر از درده ، شرحه شرحه است ، این طوریه دیگه؟!... آرامم کن که جای دستت روی قلبم خالیه و سینه ام داره از هم پاره میشه از فشار طپش قلبم ...
بخدا راست می گم...

فدای تو و به امید دیدارت بعد از چهل شبانه روزی که تا حالاش هر روزش مثل یک سال برایم گذشته است با پاکی از گناهان ...

گذشتی عمر لیکن بد گذشتی .............. به هر سالی به من چون صد گذشتی
ز عمر و زندگی سیرم نمودی ............ ز بس درد و بلا از حد گذشتی
همه عالم یکی مویت نیرزد ............... تمام مشک ی چین بویت نیرزد
سهیل آفتاب و ماه تابان ................... به یک نذاره رویت نیرزد
فلک دورم فکند از وصل جانان .......... به دوش نهاد این بار هجران
من دل خسته و این بار سنگین .......... چنا سان بار فراق آرم به پایان
مکن باور ز وصلت سیرم ای دوست ... و یا از تو کمی دلگیرم ای دوست
ولیکن گردش و رفتار افلاک ........... نگردد جفت با تدبیرم ای دوست
بهار آمد به صحرا و در و دشت ....... جوانی هم بهاری بود و بگذشت
سر قبر جوانان لاله خیزد .............. دمی که مهوشان آیند به گل گشت

******

ای دل! ای دل!....
ز عشقت ناصبورم ای داد ...
عزیزم بیا کز حد گذشت ایام دوری... وای! ز مهجوری کنم تا کی صبوری...
به ما گفتی صبوری کن ، صبوری ! صبوری طرفه خاکی بر سرم کرد...
...
خدایا چون کنم دل بی قرار است ، همیشه روز روشن شام تار است
عزیزم ندانم راز دل با که بگویم ، که دایم چشم باکی اشک بار است.. ای دل
...
ای دوست! بگو یاد عزیزون بگو یاد رفیقون بگو یاد یاران بگو یاد عزیزان ...
...
ای دوست! دو چشمم کور شد از انتظارت ای داد! ای داد!

وای به روز گارم...


******

دلا تا کی بدین زاری ز درد عشق بیماری ... به دام زلف او تا کی چنین محزون گرفتاری
شب یلدای حزن یار شد شام غزیبانم ... یقین تا صبح محشر اینچنین سر در گریبانم
به دوش دل پریشان نعش امواجی است بی سامان ... به ساحل می برد تابوت آن امواج سرگردان
به دشت سینه ام گنجی است در مخروبه یادت ... پریشوش دم قیامت داد می گیرم ز بیدادت
بیا با این دل سرگشته ام لختی مدارا کن ... بیا پیش از وفاتم مهر ورزی را هویدا کن

******

... نداری غیر از این عیبی که می دانی که زیبایی...

برچسب: نویسنده: یگانه فراهانی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 3:00

صفحه بندی